چرا دلار مرزشکنی میکند؟

دلار امروز از مرز ۱۰۲ هزار تومان گذشت؛ اتفاقی که دیگر مثل گذشته فقط کار بازار فردوسی نیست. ردّ افزایش نرخ را باید از ویترین فروش طلا تا اتاقهای مذاکره سیاسی و حتی پالایشگاههای نیمهخاموش دنبال کرد.
اقتصاد مثل دماسنج است
بهگزارش بهروزترینها نرخ دلار ۱۰۲ هزار و ۶۲۰ تومانی صرفاً قیمت یک اسکناس نیست؛ دماسنج تب اقتصاد کشور است. تب وقتی بالا میرود که سه عامل باهم دست به یکی کنند: سیاست خارجی پرابهام، اقتصاد داخلی ناتراز و ذهنیت عمومی که به گرانی عادت کرده است.
در شرایط فعلی، هیچکدام از این سه عامل به تنهایی مسئول رکوردشکنی دلار نیستند، اما ترکیبشان مثل هیزم و باد و جرقه، آتشی ساخته که بازار ارز را شعلهور کرده است.

سیاست خارجی؛ دلار در پایتختهای دیگر هم تعیین میشود
بازار امروز به اندازهای که به معاملهگر میدان فردوسی گوش میدهد، به زبان بدن وزرای خارجه هم حساس است.
بحث فعالشدن دوباره مکانیسم ماشه، بیانیههای تند و احتمال تحریمهای تازه، ریسکهای سیاسی را بالا بردهاند. هر بار که این اخبار منتشر میشود، در ذهن فعال اقتصادی یک جمله شکل میگیرد: «فردا ارز سختتر پیدا میشود.» همین جمله کافی است تا او سریعتر بخرد، حتی گرانتر.
روند قیمت دلار آزاد (۱۳۸۰ تا شهریور ۱۴۰۴)
اقتصاد داخلی؛ مخزن ارزی که نشتی دارد
درون کشور، مشکلاتی هست که حتی بهترین توافقهای دیپلماتیک هم یکشبه حلشان نمیکند:
- تورم واقعی بالا که مثل موج، همه قیمتها را جلوتر از نرخ دلار میبرد.
- کسری بودجه مزمن که دولت را ناچار به چاپ پول یا برداشت از منابع میکند.
- ناترازی انرژی که تولید را کم و صادرات را محدود میکند.
- کمبود سرمایهگذاری خارجی که جریان ورود دلار به کشور را کند کرده است.
اینها یعنی مخزن ارزی کشور نهفقط کم پر میشود، بلکه از چند جا هم نشتی دارد.
ذهنیت و روان بازار؛ قدرتی که با عددها میجنگد
حتی اگر عرضه و تقاضا ثابت بماند، فقط کافی است بخش مهمی از مردم و فعالان اقتصادی به گرانی فردا ایمان بیاورند. نتیجه طبیعی این باور، خرید بیشتر دلار، طلا یا کالاهای ذخیرهای است. این خریدها خود باعث افزایش تقاضا و فشار روی نرخ میشود.
در ایران، شوکهای روانی بارها توانستهاند در چند روز، اثر چند ماه سیاستگذاری را خنثی کنند.
چرا بانک مرکزی تنها نیست – و تنها هم نمیتواند باشد
یک دهه قبل، بانک مرکزی با ابزارهایی مثل تزریق ارز یا سامانههای کنترل بازار، میتوانست افسار دلار را تا حدی بکشد. اما امروز شرایط عوض شده: وقتی منبع ارزی محدود است و سیاست خارجی پرابهام، ابزار اقتصادی به تنهایی مثل پدال ترمز در خودرویی است که ترمز دستی و ABS هر دو از کار افتادهاند.
مسیرهای پیش رو؛ سه سناریو
سناریوی تنفس کوتاه
پیشرفت نسبی در مذاکرات و چند اقدام فوری اقتصادی، دلار را به کانال ۹۰ هزار تومان برگرداند. اثرش کوتاه، اما نفسگیر برای دولت.
سناریوی سکون پرریسک
ابهام سیاسی و کسری بودجه ادامه دارد؛ دلار در بازه ۱۰۰ تا ۱۰۵ هزار نوسان میکند ولی هر هفته کف قبلیاش را بالا میبرد.
سناریوی شوک دوم
انسداد جدید در روابط خارجی یا افت صادرات، دلار را به ۱۱۰ هزار و بالاتر پرتاب میکند.
نسخه پیشنهادی؛ کوتاهمدت و بلندمدت
کوتاهمدت:
- افزایش شفافیت ارزی برای آرامکردن شایعات.
- تزریق هدفمند ارز در لحظههای بحرانی.
- هماهنگکردن روایت دولت و دیپلماسی.
بلندمدت:
- ترمیم ناترازی انرژی و بودجه.
- افزایش صادرات غیرنفتی و متنوعکردن مسیر درآمد ارزی.
- اجرای اصلاحات حکمرانی اقتصادی برای بازسازی اعتماد عمومی.
دلار امروز از سد ۱۰۲ هزار گذشت چون سه جبهه – سیاسی، اقتصادی و روانی – همزمان دست به حمله زدند. اگر این جبههها با هم آرام نگیرند، باید منتظر مرزشکنیهای تازه باشیم. در این نبرد، تنها ابزار اقتصادی مثل چکش در برابر موج است؛ پیروزی فقط وقتی ممکن میشود که دیپلماسی، اقتصاد و مدیریت انتظارات عمومی مثل سه حلقه زنجیر به هم قفل شوند.