سقوط سنگین طلا در بازارهای جهانی

بازار جهانی طلا در آغاز هفته جاری، یکی از سنگینترین ریزشهای خود در سالهای اخیر را تجربه کرد؛ ریزشی که نهتنها سودهای هفتههای گذشته را از بین برد، بلکه بار دیگر این پرسش اساسی را پیش روی فعالان بازار قرار داد: آیا دوران طلایی رشد شتابان فلزات گرانبها به پایان رسیده است؟
به گزارش بهروزترینها در معاملات روز دوشنبه، قیمت اونس طلا با سقوطی کمسابقه، بیش از ۳۰۰ دلار کاهش یافت و به ضررهای سنگین روز جمعه افزود. این افت ناگهانی، در شرایطی رخ داد که بازارها هنوز در حال هضم تحولات سیاسی و پولی ایالات متحده، بهویژه گزینه احتمالی دونالد ترامپ برای ریاست فدرال رزرو، هستند. همزمان، افزایش الزامات حاشیه سود معاملات آتی توسط بورس کالای شیکاگو (CME)، فشار مضاعفی بر بازار فلزات گرانبها وارد کرد و موجی از فروشهای اجباری و سودگیری را به راه انداخت.
جزئیات ریزش قیمت طلا؛ سقوطی فراتر از انتظار
بر اساس گزارشهای منتشرشده، قیمت هر اونس طلای تحویل فوری در ابتدای معاملات روز دوشنبه، ۲۸۱ دلار معادل بیش از پنج درصد کاهش یافت. این روند نزولی در ادامه معاملات نیز متوقف نشد و بهای طلا با ۳.۳ درصد افت به ۴۷۰۳ دلار و ۲۷ سنت رسید؛ سطحی که برای بسیاری از معاملهگران، هشداری جدی تلقی میشود.
در بازار معاملات آتی آمریکا نیز شرایط چندان متفاوت نبود. قیمت هر اونس طلا برای تحویل در ماه آوریل، با ۰.۳ درصد کاهش به ۴۷۲۹ دلار و ۲۰ سنت رسید. هرچند افت بازار آتی به اندازه بازار نقدی شدید نبود، اما همین اختلاف نیز نشاندهنده افزایش احتیاط معاملهگران و کاهش تمایل به موقعیتهای پرریسک است.
تحلیلگران معتقدند شدت این ریزش، فراتر از واکنش معمول بازار به یک خبر سیاسی یا تغییر انتظارات پولی بوده و مجموعهای از عوامل همزمان، این سقوط را رقم زده است.
نقره هم در امان نماند؛ از رکورد تاریخی تا سقوط ۵ درصدی
بازار نقره نیز همپای طلا، روزی سخت را پشت سر گذاشت. قیمت هر اونس نقره تحویل فوری که تنها چند روز پیش، در روز پنجشنبه، به رکورد تاریخی ۱۲۱ دلار و ۶۴ سنت رسیده بود، در معاملات روز دوشنبه با پنج درصد کاهش به ۸۰ دلار و ۲۸ سنت سقوط کرد.
این افت شدید، بسیاری از سرمایهگذاران خرد را که در روزهای اوج قیمت وارد بازار شده بودند، غافلگیر کرد و بار دیگر ماهیت پرنوسان بازار فلزات گرانبها را یادآور شد. نقره که همزمان نقشی دوگانه بهعنوان فلز گرانبها و فلز صنعتی دارد، بهشدت تحت تأثیر تغییر انتظارات اقتصادی و سیاستهای پولی قرار میگیرد.
نقش سیاست پولی آمریکا؛ ترامپ، فدرال رزرو و سایه عدم قطعیت
یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر ریزش اخیر بازار طلا، گمانهزنیها درباره گزینه احتمالی دونالد ترامپ برای ریاست فدرال رزرو است. طبق تحلیل تیم واتر، تحلیلگر ارشد بازار در شرکت «کیسیام تری»، انتخاب کوین وارش بهعنوان گزینهای جدی برای این سمت، میتواند محرک اولیه کاهش قیمت فلزات گرانبها بوده باشد.
با این حال، واتر تأکید میکند که صرفاً این عامل، توجیهکننده چنین سقوط شدیدی نیست. به گفته او، نقدینگیهای اجباری، افزایش حاشیه سود معاملات و اثرات زنجیرهای ناشی از آنها، نقش پررنگتری در تشدید حرکت نزولی بازار ایفا کردهاند.
کوین وارش که سابقه عضویت در هیئتمدیره فدرال رزرو را دارد، بهعنوان چهرهای شناخته میشود که تمرکز ویژهای بر مهار تورم دارد و دیدگاههای انتقادی نسبت به سیاستهای تسهیل کمی و گسترش بیش از حد ترازنامه فدرال رزرو مطرح کرده است. چنین رویکردی، معمولاً به تقویت دلار آمریکا و در نتیجه، فشار بر قیمت طلا منجر میشود.
افزایش حاشیه سود؛ شوک دوم به بازار فلزات گرانبها
در کنار تحولات سیاسی، تصمیم مهم گروه بورس بازرگانی و کالای شیکاگو (CME) نیز نقش کلیدی در سقوط اخیر قیمتها داشت. این نهاد، روز شنبه از افزایش الزامات حاشیه سود معاملات آتی فلزات گرانبها خبر داد؛ تصمیمی که قرار است پس از تعطیلی بازار در روز دوشنبه اجرایی شود.
بر اساس این تصمیم:
- حاشیه سود معاملات آتی طلای کمکس از ۶ درصد به ۸ درصد افزایش یافته است.
- حاشیه سود معاملات آتی نقره کمکس از ۱۱ درصد به ۱۵ درصد رسیده است.
- معاملات آتی پلاتین و پالادیوم نیز با افزایش الزامات حاشیه سود مواجه شدهاند.
افزایش حاشیه سود بهمعنای آن است که معاملهگران برای حفظ موقعیتهای خود، باید سرمایه بیشتری تأمین کنند. این موضوع، بهویژه برای سفتهبازان و معاملهگران اهرمی، فشار قابلتوجهی ایجاد میکند و اغلب به فروشهای اجباری و کاهش نقدینگی بازار میانجامد.
چرا افزایش حاشیه سود معمولاً به ضرر بازار است؟
از منظر اقتصادی، افزایش الزامات حاشیه سود معمولاً بهعنوان ابزاری برای کاهش ریسک سیستماتیک به کار میرود، اما در کوتاهمدت، میتواند اثرات منفی شدیدی بر بازار داشته باشد. افزایش هزینه سرمایه:
- مشارکت سفتهبازان را کاهش میدهد،
- حجم معاملات را محدود میکند،
- و فشار فروش را تشدید میکند.
در شرایطی که بازار پیشتر نیز با عدم قطعیتهای سیاسی و پولی مواجه است، چنین تصمیمی میتواند مانند جرقهای عمل کند که انبار باروت نوسانات را منفجر میکند؛ اتفاقی که در معاملات اخیر طلا و نقره بهوضوح مشاهده شد.
دلار قوی، دشمن سنتی طلا
یکی دیگر از عوامل مهم در تحلیل ریزش اخیر طلا، تقویت دلار آمریکا است. طلا بهطور سنتی رابطهای معکوس با ارزش دلار دارد. هرچه دلار قویتر شود، خرید طلا برای دارندگان سایر ارزها گرانتر شده و تقاضای جهانی کاهش مییابد.
رویکرد سیاستی احتمالی کوین وارش، که تمرکز بر کنترل تورم و مخالفت با سیاستهای انبساطی افراطی دارد، از دید بسیاری از تحلیلگران، به نفع دلار و به ضرر طلاست. حتی اگر وارش پس از روی کار آمدن، اقدام به کاهش نرخ بهره کند، سرعت، عمق و تداوم این کاهشها همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
نرخ بهره و طلا؛ رابطهای حساس و تعیینکننده
طلا بهعنوان دارایی بدون بازده، معمولاً در محیطهایی با نرخ بهره پایین عملکرد بهتری دارد. زمانی که نرخهای بهره بالا هستند، سرمایهگذاران ترجیح میدهند منابع خود را به داراییهای بهرهدار مانند اوراق قرضه منتقل کنند.
بر اساس گزارش رویترز، با وجود ریزش اخیر بازار، معاملهگران همچنان انتظار دارند که در سال ۲۰۲۶ حداقل دو دور کاهش نرخ بهره در آمریکا انجام شود. این انتظار، میتواند در میانمدت، عاملی حمایتی برای قیمت طلا باشد؛ هرچند در کوتاهمدت، بازار بیش از هر چیز تحت تأثیر شوکهای نقدینگی و سیاستی قرار دارد.
وضعیت سایر فلزات ارزشمند؛ پلاتین و پالادیوم
ریزش قیمتها تنها به طلا و نقره محدود نماند. در بازار سایر فلزات ارزشمند نیز فشار فروش قابلتوجهی مشاهده شد:
- بهای هر اونس پلاتین با ۴.۱ درصد کاهش به ۲۰۷۴ دلار و ۷۰ سنت رسید.
- قیمت هر اونس پالادیوم نیز با ۳.۳ درصد افت به ۱۶۴۲ دلار و ۳۵ سنت کاهش یافت.
این فلزات که کاربردهای صنعتی گستردهای دارند، علاوه بر سیاستهای پولی، بهشدت تحت تأثیر چشمانداز رشد اقتصادی جهانی و وضعیت صنایع خودروسازی و فناوری قرار دارند.
آیا این سقوط پایان روند صعودی طلاست؟
پرسش کلیدی که اکنون ذهن فعالان بازار را به خود مشغول کرده، این است که آیا ریزش اخیر، صرفاً یک اصلاح قیمتی شدید است یا نشانهای از تغییر روند بلندمدت بازار طلا؟
بسیاری از تحلیلگران معتقدند با وجود شدت افت، عوامل بنیادی حمایتکننده از طلا همچنان پابرجاست؛ از جمله:
- بدهی بالای دولتها،
- ریسکهای ژئوپلیتیکی،
- و تداوم نااطمینانی در اقتصاد جهانی.
با این حال، در کوتاهمدت، بازار احتمالاً همچنان با نوسانات شدید مواجه خواهد بود و سرمایهگذاران باید با احتیاط بیشتری عمل کنند.
بازاری در تقاطع سیاست، نقدینگی و هیجان
سقوط ۳۰۰ دلاری قیمت اونس طلا، نتیجه همزمان چند عامل مهم بود: گمانهزنی درباره ریاست فدرال رزرو، تقویت دلار، افزایش الزامات حاشیه سود و موج فروشهای اجباری. این رویداد، بار دیگر نشان داد که بازار فلزات گرانبها، هرچند پناهگاه امن سرمایه تلقی میشود، اما در برابر شوکهای سیاستی و مالی، بهشدت آسیبپذیر است.
در شرایط کنونی، سرمایهگذاران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیل دقیق، مدیریت ریسک و پرهیز از تصمیمهای هیجانی هستند. آینده طلا همچنان به مسیر سیاست پولی آمریکا، تصمیمهای فدرال رزرو و تحولات اقتصاد جهانی گره خورده است؛ مسیری که به نظر میرسد دستکم در کوتاهمدت، پرپیچوخم و غیرقابل پیشبینی خواهد بود.



