اخبار برگزیدهاقتصاد ایرانفید

۵۰ سال سقوط تاریخی دستمزد در ایران

بررسی حداقل حقوق مصوب شورای‌عالی کار در بازه ۵۰ ساله نشان می‌دهد قدرت خرید دستمزد در ایران، با معیار طلا، بیش از ۹۵ درصد کاهش یافته و عملاً بخش بزرگی از ارزش خود را از دست داده است.

دستمزدی که هر سال بزرگ‌تر شد، اما فقیرتر

به گزارش به‌روزترین‌ها در حالی که رقم اسمی حداقل حقوق کارگران در پنج دهه گذشته به‌طور مستمر افزایش یافته، مقایسه این ارقام با قیمت طلا نشان می‌دهد مزد واقعی نه‌تنها رشد نکرده، بلکه دچار سقوطی تاریخی شده است. این اختلاف زمانی پررنگ‌تر می‌شود که معیار سنجش به‌جای ریال، «گرم طلا» قرار بگیرد؛ معیاری که در بلندمدت قدرت خرید خود را حفظ کرده است.

روایت عددهایی که دروغ نمی‌گویند

در اقتصاد، گاهی هیچ نیازی به تحلیل‌های پیچیده و مدل‌های سنگین نیست. بعضی واقعیت‌ها آن‌قدر عریان هستند که فقط باید کنار هم گذاشته شوند تا عمق ماجرا روشن شود. مقایسه حداقل حقوق کارگران در ایران با قیمت طلا، دقیقاً از همین جنس است.

۵۰ سال سقوط تاریخی دستمزد در ایران

حقوق طی ۵۰ سال گذشته، از نظر اسمی، ده‌ها هزار برابر شده است. از ۲۴۰۰ تومان در میانه دهه ۵۰ به میلیون‌ها تومان در دهه ۱۴۰۰ رسیده. اما پرسش اصلی این نیست که «عدد حقوق چقدر بزرگ شده»، بلکه این است که این حقوق چه چیزی را می‌تواند بخرد؟ پاسخ این پرسش، کلید درک سقوط تاریخی دستمزد در ایران است.

چرا طلا معیار سنجش شد؟

ریال به‌عنوان واحد پول رسمی کشور، در پنج دهه گذشته بارها و بارها ارزش خود را از دست داده است. نرخ تورم مزمن، شوک‌های ارزی، جنگ، تحریم، سیاست‌های ناپایدار پولی و مالی، همگی باعث شده‌اند ریال معیار مناسبی برای مقایسه بلندمدت نباشد.

در مقابل، طلا همواره یکی از پایدارترین حافظان ارزش دارایی بوده است. نه‌تنها در ایران، بلکه در اغلب اقتصادهای دنیا، طلا معیار سنجش قدرت خرید در دوره‌های پرنوسان محسوب می‌شود. بنابراین، قرار دادن دستمزد در کنار طلا، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت تحلیلی است.

سال ۱۳۵۴؛ نقطه شروع یک روایت

بر اساس اسناد و بخشنامه‌های رسمی، حدود حقوق ماهانه کارگران مشمول قانون کار در سال ۱۳۵۴ حدود دو هزار تومان بوده است. در همان سال، قیمت هر گرم طلا در بازار ایران در بازه‌ای حدود ۴۰ تا ۶۰ تومان نوسان داشت. برای پرهیز از اغراق یا کم‌نمایی، میانگین ۵۰ تومان به‌عنوان مبنای محاسبه انتخاب شده است.

با این اعداد، تصویر روشنی شکل می‌گیرد: یک کارگر در سال ۱۳۵۴ می‌توانست با یک ماه حقوق نزدیک به ۴۸ گرم طلا خریداری کند.

دهه ۶۰؛ آغاز شکاف

دهه 60 اقتصاد ایران وارد دوره‌ای کاملاً متفاوت شد. دولت‌ها تلاش کردند با کنترل قیمت‌ها و تعیین دستوری دستمزدها، فشار معیشتی را کاهش دهند، اما نتیجه عملی این سیاست‌ها، عقب افتادن مزد از قیمت دارایی‌ها بود.

۵۰ سال سقوط تاریخی دستمزد در ایران

در ابتدای دهه ۱۳۶۰، حداقل حقوق کارگران افزایش یافت، اما قیمت طلا با سرعت بیشتری بالا رفت. قدرت خرید حقوق، که در سال ۱۳۵۴ حدود ۴۸ گرم طلا بود، در سال ۱۳۶۰ به حدود ۲۰ گرم طلا کاهش یافت؛ یعنی بیش از ۵۰ درصد افت تنها در شش سال. این سقوط، اولین هشدار جدی از شروع یک روند بلندمدت بود.

دهه ۷۰؛ رشد اسمی، سقوط واقعی

دهه ۱۳۷۰، دهه تعدیل اقتصادی و بازسازی نام گرفت. دستمزدها به‌طور اسمی افزایش یافتند و اعداد روی کاغذ بزرگ‌تر شدند، اما طلا بار دیگر جلوتر از مزد حرکت کرد. در سال ۱۳۷۰، حداقل حقوق ماهانه امکان خرید حدود ۲۵ گرم طلا را فراهم می‌کرد؛ کمتر از نیمی از قدرت خرید سال ۱۳۵۴. این دهه نقطه‌ای بود که شکاف مزد و دارایی به‌تدریج تثبیت شد. از این پس، حقوق کارگران عملاً توان جبران عقب‌افتادگی‌های قبلی را از دست داد.

دهه ۸۰؛ تثبیت فقر پنهان

در دهه ۱۳۸۰، با وجود افزایش درآمدهای نفتی و رشد نسبی اقتصاد، وضعیت دستمزد بهبود معناداری پیدا نکرد. حداقل حقوق در آغاز این دهه تنها قدرت خرید حدود ۱۲ گرم طلا را داشت.

به بیان ساده، کارگری که در سال ۱۳۵۴ با حقوق خود می‌توانست سکه، طلا یا پس‌انداز ملموس داشته باشد، در دهه ۸۰ بخش اعظم حقوقش صرف هزینه‌های جاری زندگی می‌شد و امکان پس‌انداز به حداقل می‌رسید. فقر، به‌صورت پنهان و تدریجی، در دل جامعه مزدبگیر ریشه دواند.

دهه ۹۰؛ سقوط شتاب‌دار

دهه ۱۳۹۰ را باید دهه انفجار شکاف دانست. جهش‌های ارزی پی‌درپی، رشد افسارگسیخته قیمت طلا و ارز و ناتوانی ساختار دستمزد در هم‌گامی با این تحولات، ضربه‌ای جدی به قدرت خرید کارگران وارد کرد. در سال ۱۳۹۰، حداقل حقوق کارگران تنها حدود ۶ تا ۷ گرم طلا قدرت خرید داشت. این یعنی حدود یک‌هفتم قدرت خرید سال ۱۳۵۴.

دهه ۱۴۰۰؛ کمترین قدرت خرید در ۵۰ سال

با ورود به دهه ۱۴۰۰، شرایط سخت‌تر شد. اگرچه حداقل حقوق در سال ۱۴۰۴ به حدود ۹ تا ۱۰ میلیون تومان رسیده، اما قیمت هر گرم طلا نیز از مرز ۴ تا ۵ میلیون تومان عبور کرده است. حاصل این معادله ساده اما تلخ است:

قدرت خرید حداقل حقوق در سال ۱۴۰۴ ≈ ۲ گرم طلا

یعنی کارگری که ۵۰ سال پیش با حقوقش نزدیک به ۴۸ گرم طلا می‌خرید، امروز همان کارگر – در بهترین حالت – فقط می‌تواند ۲ گرم طلا تهیه کند.

سقوط قدرت خرید حداقل حقوق کارگران

میزان طلا (به گرم) که یک کارگر حداقل‌بگیر می‌توانست با یک ماه حقوق خریداری کند
۱۳۵۴ تا ۱۴۰۴

منبع: تجمیع داده‌های رسمی حقوق و دستمزد و قیمت تاریخی طلا | اعداد تقریبی و میانگین‌گیری‌شده برای تحلیل بلندمدت

محاسبه‌ای که عمق ماجرا را نشان می‌دهد

اگر قرار بود حداقل حقوق در ایران فقط قدرت خرید سال ۱۳۵۴ را حفظ کند – نه بیشتر، نه رفاهی‌تر – حقوق ماهانه در سال ۱۴۰۴ باید معادل ارزش ۴۸ گرم طلا می‌بود. با قیمت‌های فعلی، این رقم چیزی در حدود ۲۱۰ تا ۲۲۰ میلیون تومان در ماه است. مقایسه این عدد با حقوق فعلی، نشان‌دهنده شکافی است بیش از ۲۰ برابر.

مسئله فقط تورم نیست

برخلاف تصور رایج، این وضعیت صرفاً نتیجه تورم نیست. کشورهایی با تورم بالا نیز توانسته‌اند از طریق به‌روزرسانی واقعی دستمزدها، بخشی از قدرت خرید نیروی کار را حفظ کنند. مشکل اصلی در ایران، نظام مزدی عقب‌مانده، چانه‌زنی ضعیف نیروی کار و اولویت نداشتن دستمزد در سیاست‌گذاری اقتصادی است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا